تبليغاتX
نتایج تحقیقات و تجربیات آموزشی و پرورشی

           ** * به نام خدا***

 چگونه به اعتمادبه نفس برتردست يابيم ؟

مقدمه :

 اكثر ما به گونه اي در مورد اعتماد به نفس صحبت مي كنيم كه گويي از عالم غيب آمده است . مثلاً‌ امكان دارد بگوييم :« او خوش شانس است به دليل اينكه اعتماد به نفس زيادي دارداما آيا به راستي ما معني درست اعتماد به نفس را مي دانيم ؟ آيا اين واقعاً‌ شانس است كه ما را از ويژگي با ارزش برخوردار مي سازد ؟ و يا اصلاً ربطي به شانس ندارد؟ اگر اين طور باشد آيا فقط برخي از مردان يا زنان به طور مادرزاد خوش شانس هستند؟ و اگر چنين نيست شما چطور به اعتماد به نفس برتر دست پيدا مي كنيد؟ در مطالب بعدي اين پرسش ها مورد بحث قرار گرفته و به آن ها پاسخ داده مي شود! پس از خواندن اين مطالب فرصتي كوتاه براي تفكر در مورد آن به خودتان بدهيد و قبل از اين كه عملاً‌ اقدامي انجام بدهيد ، ‌مطالب را به طريقي مورد مشاهده و بحث قرار دهيد كه بتوانيد آن ها را با تجربه هاي شخصي خود مرتبط سازيد . اين مطالب شما در پيمودن مسير درمان عدم اعتماد بنفس راهنمايي مي كند .

درك صحيح از اعتماد به نفس :

اگر مي خواهيد به اعتماد به نفس بيشتري دست پيدا كنيد اولين گامي كه بر مي داريد اين است كه تصويري از شخص ايده آل در ذهن خود مجسم كنيد .
حالا اين سؤال پيش مي آيد كه چطور افراد داراي اعتماد به نفس را شنا سايي كنيم ؟
با كمي توجه خواهيد ديد كه افراد داراي اعتماد به نفس اين طور رفتار مي كنند :
۱- خودشان را دوست دارند و اهميتي نمي دهند كه ديگران از توجه آن ها به خودشان آگاه شوند .
۲- خودشان را درك مي كنند و در حين رشد و پيشرفت به كاوش و جستجو در مورد خود ادامه مي دهند .
۳- خواسته هاي خود را مي شناسند و از اين كه براي خودشان هدف هاي جديدي را در نظر بگيرند نمي هراسند .
۴- مثبت انديش هستند و هرگز در برابر اشتباهات و مشكلات ضعف نشان نمي دهند .
۵- رفتاري ماهرانه دارند و مي دانند كه در هر موقعيت خاصي چه رفتاري مناسب تر است .
حال بياييد بررسي كنيم كه چرا وقتي در جمع افرادي كه اعتماد به نفس دارند احساس خوبي داريم :
۱- براي اينكه مي دانيم در كنار چه كساني هستيم .
۲- آنها با صداقت و بي ريا هستند و هر وقت كه خوشحالند ما را نيز در شادي خود شريك مي سازند و هر وقتي عصباني و نگرانند ما را نيز در جريان مي گذارند . پس نبايد در مورد اين كه آنها چگونه در مورد ما و يا موقعيتي كه در آن قرار داريم فكر مي كنند نگران باشيم .


۳- آن ها براي اين كه احساس توانايي پيدا كنند و توانمندي خود را ثابت كنند نيازي به سركوب كردن ديگران ندارند. پس به راحتي مي توان به آنها اعتماد نمود چون صداقت دارند و از كسي سوء استفاده نمي كنند .
۴- آنها كم كم ما را نيز به داشتن و تقويت اعتماد به نفس قوي تشويق مي كنند چون خودشان هم دوستي با افراد داراي اعتماد به نفس را ترجيح مي دهند .
۵- آنها خودشان را شخص كاملي نمي دانند و تمايل دارند ضعف ها و اشتباهات خود را بشناسند .
۶- اكثراً سرزنده بوده و انرژي خود را ارزشمند مي دانندو با دقت و وسواس زيادي از آن بهره مي برند .
۷- آنها مي توانند آرام و راحت باشند ، چون احساس نمي كنند كه براي اثبات وجود خود بايد رفتار يا گفتاري احساسي و هيجاني نشان دهند .
۸- آنها احساس خوش بيني خود را به ما منتقل كرده و به جاي اين كه بيشتر اوقات از مشكلات شكايت داشته باشند ،‌ خلاقانه و به شكلي مبتكرانه در مورد شان فكر مي كنند .

آيا مي دانيد براي عدم اعتماد به نفس چه هزينه هايي مي پردازيد ؟

افراد كمي را مي شود يافت كه با رنج و ناراحتي كه ناشي از عدم اعتماد به نفس است ، روبرو نشده باشند . اما بد نيست مشكلاتي را كه در اين مورد براي ما بوجود مي آيند مرور كنيم .
در مواردي كه اعتماد به نفس نداريم اين احساس ها به ما دست مي دهد :
۱- منزوي و تنه        2-كاملاً خجالتي و بي دست و پا         3- ناتوان و ترسو
۴- مبتلا به تنش و مبتلا به بيماري جسمي                                     5 - پوچ و بي ارزش و بي اهميت
۶- بدبين ، ‌طوري كه ديگر دست از تلاش مي كشيم              7- مقصر و سزاوار سرزنش
۸- افسرده و بي تفاوت      9- دچار سوء تعبير    10- مأيوس            11-  آزرده و خشمناك
امكان دارد اين احساسات در برخي افراد آشكار و مشخص و در افراد ديگري كه آن ها را تودار مي ناميم در زير نقابي از موفقيت هاي ظاهري و اعتماد به نفس مخفي مانده باشند .
بسياري از اين گونه افراد تا وقتي كه با بحراني روبرو نشده اند ،‌ كه آنها را متوجه واقعيت هاي زندگي سازد ،‌ اين احساسات را در مورد خودشان قبول ندارند اما اكثر مردم اين بحران ها را مخصوصاً‌ وقتي كه از جريان زندگي عقب مي مانند نقطه ي پايان زندگي مي دانند .
شايد برخي افراد با اميد به اين كه در زندگي پاداش هاي اخروي نصيب آن ها شود خشنود و اكثر آنها خواهان خواسته هاي بيشتري در زندگي هستند .

آيا مي شود بيش از حد اعتماد به نفس كسب كرد ؟

اكثر مردم خيلي آشكارا عنوان مي كنند كه از كسب اعتماد به نفس بيش از حد ،‌ترس دارند !
دليلش اين است كه آنها افراد اعتماد به نفس را در ذهن خود مجسم مي كنند كه اصلاً علاقه اي به آنها ندارند و حتي اگر تحسين كرده و به موفقيت آنها حسودي هم كرده باشند .
نمونه هاي آن را مي توان در گروه هاي هم سال مدرسه ، ‌رؤساي محل كار ، سياست مداران و ستارگان سينمايي يافت .
افراد داراي اعتماد به نفس فاقد اين صفات هستند :
۱- رياست طلبي : اگر چه همه ي آنها جزو افرادي هستند كه در زمان هاي لازم آمادگي دارند كه با اقتدار فراوان هدايت و رهبري را به دست گيرند ولي رياست طلبي نمي كنند . همچنين تمايل دارند كه مسئوليت هايي را نيز بپذيرند و اين تنها به خاطر آن است كه عزت نفس دروني شان به قدري قوي شده است كه امكان ندارد از جانب ديگران تحت تأثير قرار گيرند .
۲- خود خواهي : آنها از اين كه در رأس نباشند ، نمي ترسند ، ولي تمايل دارند تا جايي كه ممكن است مواظب افراد ديگر باشند و اين بخاطر آن است كه به قدري برخود تسلط دارند كه با توجه به انرژي دروني شان مي توانند هر زمان كه لازم باشد در مقابل ديگران «نه» بگويند.
۳-آگاهي نسبت به همه چيز : هر چند كه آنها مطمئن هستند كه از دانش ، ‌مهارت كافي براي ايفاي نقش و انجام وظيفه هايي كه به عهده گرفته اند برخوردار هستند ، اما با آزادي و سادگي محدوديت هايشان را مي پذيرند و تمايلي ندارند كه خودشان را براي شكست آماده كنند و از اين كه ديگران در بعضي از زمينه ها مهارت بيشتري دارند احساس ترس و تهديد نمي كنند.
۴- تنهايي وگوشه نشيني:  اگر چه از اين كه اوقاتشان را به تنهايي بگذارند ناراحت نمي شوند و براي شادي يا هيجان هيچ نيازي به همراهي و مشاركت ديگران ندارند ، اما با ديگران هم رابطه ي خوبي دارند و دليلش هم اين است كه با مهارت هاي خود مي توانند روابطي را كه مي خواهند آغاز كنند ، در صورت اشتباه به صراحت با آن برخورد مي كنند و دربار? آن گفتگو كرده و يا در صورت لزوم با آن كنار مي آيند .
۵- ثروتمندي:  اگر چه امكان دارداز وضعيت مالي خودراضي باشند ولي در عين حال كاملاً‌ متواضع رفتار مي كنند چون نمي خواهند سلامتي و شادي شان را براي بدست آوردن پول بيشتر فدا كنند و نيازي به اين ندارند كه ديگران را با نشان دادن ثروت خود تحت تأثير قرار دهند .
۶-انسان هاي فوق العاده موفق: اگر چه آنها كارهايشان را خيلي خوب و به نحو احسن انجام مي دهند و استعداد دست يافتن به امكانات بيشتر را هم دارند ،‌امكان دارد ترجيح دهند در طبقات پايين تر اجتماع باقي بمانند .
ممكن است عقب گرد كرده و يا پشت پا به زندگي و كارشان زده و يا امكان دارد بخواهند در مسير پيشرفت بيشتر قرار گيرند . ولي در هر صورت نيازي به اين ندارند كه خود را از طريق كار و يا قدرت و شهرت نشان دهند

آيا ما بصورت مادرزاد با اعتماد به نفس متولد مي شويم ؟

بله،‌ انسان ها با اعتماد به نفس متولد مي شوند ، ‌مگر اين كه به كودكي برخورد كنيم كه اعتماد به نفس نداشته باشد !
كودكان براي رسيدن به آن چه كه مي خواهند بسيار مصمم هستند و سعي مي كنند بر محدوديت هايشان غلبه كنند . ما با صدها نفر از كساني كه از مشكلات اعتماد به نفس رنج مي برند برخورد كرده ايم ولي تا به حال كسي را نديده ايم كه مشكلاتش از دوران كودكي و يا تجربه هاي قبلي اش ناشي نشده باشد .
آن چه مانع شما مي شود تا اعتماد به نفس را درك كنيد :
۱- ناتوان بودن    2- تأكيد بيش از حد بر جنسيت خود داشتن    3- احساس گناه    4- رفتار كليشه اي          5-عيب جوي و مقصر دانستن
برعكس ، آن چه كه به شما كمك مي كند:
۱- دوست داشتن خود   2- شناخت خود    3- رفتار ماهرانه       4- خوش بين بودن       5- صداقت

***( الا بذکرالله تطمئن القلوب )***                        «همیشه به یاد خدا باشید »

+ نوشته شده توسط محمدرضا زيبا در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 و ساعت |

***(  به نام خدا  )***

 

نگاهى به دلايل اضطراب دانش آموزان هنگام امتحانات و راههاى مبارزه با آن

کابوس نمره 20 در خواب آشفته دانش آموزان
           دلش مي خواهد شبامتحان هرگز نرسد ، مرتب خودش را سرزنش مي کند که چرا با اينکه شاگرد زرنگي است ومفاهيم درسي اش را بخوبي فرا گرفته ، نمي تواند از عهده پاسخ گويي به سوالات امتحانبر آيد . هميشه سر جلسه امتحان دلشوره و نگراني از گرفتن نمره اي کمتر امانش را ميبرد . از طرف ديگر سفارشهاي پدر که از او مي خواهد هر طور شده نمره 20 بگيرد او راآرام نمي گذارد . همواره از خود مي پرسد آيا روزي خواهد رسيد که چيزي به نام امتحانوجود نداشته باشد ؟
        شب هاي خرداد ماه هميشه با کابوس امتحان و ترس از نمره بهصبح مي رسد ، ترسي که حتما همه طعم آن را چشيده ايم ، اما به راستي چرا شب هايامتحان اينقدر طولاني و سخت مي گذرند و چطور مي توان در اين شب هايي که شايد سرنوشتيک سال از عمر دانش آموزان به آن بستگي دارد را به راحتي سپريکرد؟        
يک دانش آموز درباره شب هاي امتحان مي گويد : شب هاي امتحانانگار طولاني ترين شب هاي عمر آدم است و هرگز به صبح نمي رسد ، آن شب هر چه درد ومرض است به سراغ آدم مي آيد و نمي گذارد چشم ها يک لحظه با آرامش روي همبيايند
         گاهي حس مي شود امتحان انتقام معلمها از دانش آموزان است ، از بس که سوالات سخت است ، گويي اين سوالات را از کره مريخآورده اند ، هر سال خصوصا روزهاي امتحان پايان سال تحصيلي چند روزي حال بعضي ها بد است ،هميشه فکر مي شود سوالات امتحان خيلي سخت خواهند بود و نخواهند توانست جواب سؤالات را بدهند
شب هاي امتحان خيلي ها نگرانند ، چرا که سرنوشت يک سال از عمرشان  در روز امتحان رقم ميخورد ، اگر نتوانند از پس سوالات برآيند يک سال عقب مي مانند ، به هر صورت جواب پدر و مادر را دادن از جواب سوالات امتحان سخت تراست .
بيشتر شب هاي امتحان خواب نيست در عين حال نمي توان درس همخواند .اضطراب امتحان نمي گذارد لحظه اي آرامش باشد  .در شب هايامتحان اضطراب غول بي شاخ و دمي است که از ناکجا آباد ذهن سر بر مي آورد و افکاردانش آموزان را با تمام توان در پنجه هاي پر التهابش مي فشارد ، اما اضطراب از کجاسرچشمه مي گيرد
اضطراب دانش آموزان ناشي از عدم تسلط آنها بر مفاهيمدرسي است
         يک کارشناس تعليم و تربيت با اشاره به اينکه عمده ترين دليل اضطراب دانش آموزان ، عدم تسلط آنها برمفاهيم درسي است ، مي گويد : ضعف در عملکرد معلمان ، عدم تطبيق مفاهيم کتاب هايدرسي با روحيات دانش آموزان وموارد ديگر سبب جدايي دانش آموزان از کتاب هاي درسي وعدم يادگيري مفاهيم آموزشي مي شود
       آنچه كه مي توان گفت اين است كه امتحان قبل از اينكه وسيله اي باشد براي يادگيري وشناخت نقاط قوت وضعف ونيز شناخت استعداد هاي افراد ، بيشتر جنبه نهايي كار وبه عنوان هدف از آن استفاده مي شود و تاکيدي بر ميزان يادگيري دانش آموزان وجودندارد
نمره 20 يکي از عوامل مهمايجاد استرس و اضطراب در دانش آموزان است  .بيست نمره اي است که اکثروالدين و دانش آموزان در پي آن هستند در حاليکه اين نمره بيانگر يادگيري کامل توسطدانش آموزان نيست ، بلکه فقط نشان مي دهد که دانش آموز مطالب کتاب هاي درسي خود راحفظ کرده است
يک کارشناس با تاکيد بر اينکه ميزان کم اضطراب و استرس ميتواند سبب افزايش تلاش دانش آموزان براي يادگيري شود ، مي گويد : اضطراب ناشي ازامتحانات مي تواند تا 70 درصد سبب کاهش يادگيري دانش آموزان شود
درصدي ازدانش آموزان در روزهاي امتحان اضطراب دارند
       اضطراب يکي از مهم ترينعوامل کاهش يادگيري دانش آموزان خصوصا در مقاطع راهنمايي و متوسطه است . اضطراب امتحان يادگيري دانش آموزان را مختل و سبب بروز اختلالات رفتاريهمچون تيک هاي عصبي و پرخاشگري در آنها مي شود
اكثر دانش آموزان زمان امتحان دچار استرس و اضطراب هستند که اين عامل درصد افت تحصيلي دانش آموزانرا افزايش داده و سبب عدم ارايه کامل آموخته هاي دانش آموزان ميشود
حالت تهوع ،سردرد ، بي حوصلگي و کاهش اشتها از عواملي است که با بروز استرس در روزهاي امتحانبين دانش آموزان بسيار شايع است .

                                                                                   
           نظام ارزشيابي کشور سبب ايجاد استرس و اضطراب در دانش آموزان ميشود . نظام آموزشي فعلي کشور بر محفوظات دانش آموزان تاکيد مي کند ويادگيري دانش آموزان مورد توجه قرار نمي گيرد ، بايد سيستم آموزشي کشور به سمتيادگيري هدايت شود                                                                                                         
              دانش آموزان هر قدر درطول سالزحمت کشيده و درس خوانده باشند در صورتي که در ساعات امتحان ، شرايط مناسبي نداشتهباشند و به هر دليلي نتوانند از پس سوالات امتحان برآيند ، زحمات يک ساله شان هدرمي رود و همين موضوع نيز در بسياري از موارد سبب اختلالات شديد روحي و رواني درآنها مي شود
            با جايگزيني ارزشيابي توصيفي به جايارزشيابي نمره اي ، اضطراب و استرس دانش آموزان به حد اقل مي رسد ، درحال حاضر حدود 6 هزار دانش آموز در مقطع ابتدايي در قالب 200 کلاس و 100 مدرسه تحتپوشش ارزشيابي توصيفي قرار دارند ، اين طرح به صورت آزمايشي در حال اجراست و چنانچهبه نتايج مطلوب برسد در سال تحصيلي آينده به صورت سراسري برگزار ميشود

           به جز نظام ارزشيابي کههمواره با ايجاد استرس و اضطرابي که در بر دارد سبب مشکلات روحي براي دانش آموزانمي شوند و فهم مطالب درسي را کاهش مي دهند ، عواملي همچون تاکيد خانواده ها بر نمره ، ايجاد ترس و دلهره بيجا از سوي خانواده به منظور کسب نمرات بالاتر و تاکيد بيشاز حد آنها درباره درس خواندن و ترس از مردودي جزء عواملي هستند که بر اضطراب دانشآموزان مي افزايد و سبب بروز انواع مشکلات روحي و رواني در آنها ميشود
نظام ارزشيابي سلامت رواني دانش آموزان را به خطر انداختهاست
         اثراتمنفي مردودي بر بهداشت رواني دانش آموزان  اثرت منفي غير قابل جبراني مي گذارد بطوري كه در حال حاضر ارزشيابي از دانشآموزان با نمره و مقياس کمي صفر تا20، سلامت روان آنها را به خطر انداخته است وميزان فهم مفاهيم درسي را به حداقل رسانده است                                                                                                           

      ارزشيابي بر اساس نمره و مقياس کمي صفر تا بيست حساسيت 20 زدگي را در ميان دانشآموزان و والدين آنها رايج کرده و اين در حالي است که اين حساسيت در کسب نمره بيست، اهداف تعليم و تربيت وزارت آموزش و پرورش را به خطر انداخته و آنها را محققنمي کند
            کارشناسان بر آورد کرده اند که هر سال بيش از ده درصد از دانشآموزان مردود مي شوند که اين موضوع نشان مي دهد که نظام آموزشي کشور نتوانسته استاز منابع اختصاص يافته به امر آموزش و پرورش استفاده بهينه را داشته باشد ، سالانهبيش از100 ميليارد ريال زيان به دليل خارج شدن دانش آموزان هر يک از پايه هايتحصيلي از نظام آموزشي بر کشور تحميل مي شود
          به رغم تمام مسايل و مشکلاتيهمچون عدم هماهنگي مفاهيم درسي با نيازهاي روزمره دانش آموزان ، عدم تناسب حجممحتوا با ساعات درنظر گرفته شده ، عدم هماهنگي محتوا با رشد ذهني و جسمي دانشآموزان ، تغييرات مستمر محتوايي ، نامناسب بودن روش ها و امکانات آموزش و پرورش بامحتواي برنامه ها که سبب افت تحصيلي و عدم يادگيري مفاهيم آموزشي توسط دانش آموزانمي شوند ، دانش آموزان موظفند روزهاي امتحان را با همين امکانات و موقعيت پشت سربگذارند و موفق هم شوند اما چگونه ؟
شب امتحان زمان يادگيري نيست
       به گفته كارشناسان فقط با آموزشصحيح به دانش آموزان مي توان ميزان اضطراب آنها را نسبت به امتحان کم کرد و ايناضطراب را به هيچ وجه با جو فعلي جامعه نمي توان حذف کرد
بايد به دانش آموزان آموخت که شب هاي امتحان زمان يادگيري دروس نيست و دراين شب ها فقط بايد به مرور درسها پرداخت و در نظر گرفت که اضطراب احساسي فريبانگيز است که القاء مي کند فرد از پس کاري که قرار است انجام دهد بر نمي آيد ، پسدر چنين شرايطي نبايد دست از تلاش و کوشش برداشت و چه بسا بايد به مطالعه دروسامتحاني با جديت بيشتر پرداخت
            در زمانامتحان اگر اضطراب دارند اين اضطراب را مطرح کنند ، چرا که با تکرار چندين باره آن، سختي اضطراب از بين مي رود و تا حدودي آرامش روحي و رواني که تاثير زيادي درموفقيت دانش اموزان دارد جايگزين آن مي شود
      بهترين روش براي ماندگار کردن آموخته ها در حافظه وافزايش يادگيري، يادداشت برداري از مفاهيم كتاب در موقع مطالعه و  مرور مطالب آموخته شده قبل ازخواب است. دانش آموزان بايد سعي کنند مدتي مانده به روزامتحان کتاب درسي را به چند قسمت تقسيم کنند و هر روز قسمتي از آن را بياموزند وآموخته هاي خود را در جايي يادداشت کنند تا در فرصت هاي مختلف بتوانند آنها را مرورکنند
عدم موفقيت در يک امتحان بهمعني شکست در تمام امتحانات نيست  دانش آموزان بايد پس از اتمامامتحان داده شده آن را فراموش کنند و فکر خود را معطوف به امتحان بعديکنند
يک ساعت قبل از امتحان مطالعه تعطيل
بايد توجه داشت كه فهم سوال نصف جواب است ونيزدانش آموزان يک ساعت قبل ازامتحان مطالعه آن درس را به طور کامل تعطيل کنند و به هيچ وجه قبل از شروع امتحان ازيکديگر سوال نپرسند چرا که ممکن است سوالي را بلد نباشند و دجار اضطراب شوند ومطالب ديگر را نيز فراموش کنند
دانش آموزان در جلسه امتحانوقت خود را با فکر کردن درباره سوالات مشکلي که جواب آن را نمي دانند هدر ندهند ودر صورتي که پاسخ سوالي را نمي دانند آن را علامت زده و به سوال بعدي بپردازند و درپايان مي توانند به اينگونه سوالات بيشتر فکر کنند و احتمالا جواب آنها رابدهند. دانش آموزان به منظور افزايش تمرکز ، پس ازدريافت برگه سوالها ابتدا با برگه اي که مخصوص پاسخهاست روي سوال ها را بپوشانند وسپس شروع به خواندن سوالها و جواب دادن به آنها يکي پس از ديگري نمايند ، اگر پاسخسوال اول را دانستند جواب دهند و به همين ترتيب ادامه دهند
صبحانه فراموشنشود
دانش آموزان بايد صبح امتحان صبحانه مناسبي بخورند و به هيچ وجه گرسنه سرجلسه امتحان ننشينند .دانش آموزان بايد شب امتحان غذاهاي سبک و پرکالريمصرف کنند ، چرا که فعاليت هاي ذهني نيازمند مصرف کالري فراوان است وخوب هم بخوابندو پر انرژي در جلسه امتحان حاضر شوند                                                                                                                          .                                                                                                                         
والدين بايد شب امتحان آرامش لازم را براي دانش آموزان برقرار کنند ، کشمش و خرما جزء منابع غذايي هستند که مي توانند کالري مناسبي را در روزهاي امتحانبه دانش آموزان منتقل کنند
          به هر حال دانش آموان با تمام استرس ها و اضطراب ها پا بهسال تحصيلي جديدي مي گذارند و يک سال پيشتر مي روند اما به راستي چقدر از آموختههاي خود را به کار مي گيرند و يا به عبارتي ديگر آموخته هايي که با اين مشقت در ذهنخود جاي داده اند تا کي در ذهنشان مي ماند و برايشا چه کارايي هايي دارد. درهمه حال آنچه مي توان گفت ، الا بذكرالله تطمئن القلوب  است .
منبع : گروه اجتماعي خبرگزاري مهر

 

+ نوشته شده توسط محمدرضا زيبا در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 و ساعت |

«‌ به نام خدا »

 

رنگ و زندگي

 

زنان نسبت به افرادي كه به رنگ آبي لباس مي پوشند احساس راحتي و اعتماد بيشتري مي كنند.
براي همسرتان يك شاخه رز قرمز به نشانه عشق و علاقه بفرستيد.
يكي از اتاقهاي نشيمن خانه خود را با رنگي خشن و پر رنگ مانند قرمز تيره رنگ كنيد تا نشانه قدرت و انرژي شما نزد همسرتان باشد.
رنگ آميزي اتاق خواب به رنگ سبز مي تواند نشانه جواني و طبيعت باشد.

 

رنگ و خانه 

 

بكاربردن رنگهاي سرد براي اجزاي اتاق خواب ( تخت خواب، ملافه ، پتو ... ) مكاني بدور از استرس و آرامش بخش را براي خوابي شيرين براي شما فراهم مي كند.
ديوارهاي اتاق خواب را براي ايجاد آرامش به رنگهاي سرد و ملايم مانند آبي يا آبي مايل به سبز رنگ آميزي كنيد.
قراردادن كوسن ارغواني روز مبلمان با رنگ خنثي مي تواند نشانه قدرت و توانگري بوده و برانگيزنده تخيلات باشد.

 

رنگ و لباس 

 


لباسهاي معمولي با رنگ سبز يا زرد موجب جلب توجه مي شوند. پيراهن يا ژاكت آبي تيره رنگ مي تواند علامت قابليت اعتماد باشد.
لباس ورزشي تمام خاكستري و خسته كننده خود را كنار گذاشته و براي راحتي اعصاب خود از رنگهاي تيره تر يا روشنتر استفاده كنيد.
لباس سراسر قهوه اي ممكن است شيك بنظر برسد اما خسته كننده و يكنواخت خواهد شد. افزودن كمي رنگهاي سرد يا گرم مانند زرد، طلايي يا سبز باعث درخشانتر شدن ظاهر و فرايندهاي ذهني شما خواهد شد.

 

رنگ و اتومبيل 

 

اتومبيل مشكي نشانه تمايل به گمنامي است.
برخي رنگهاي بخصوص از آبي و قرمز حاكي از خود نما بودن راننده است.
رنگ زرد و نارنجي دلالت بر ورزشكار بودن شما ميكند.
انتخاب رنگ نقره اي يا طلايي مي تواند بيانگر ثروت و دارايي باشد.

 

رنگ و لباسهاي اداري 

 

لباسي به رنگ خاكستري تيره، مشكي يا آبي سير بپوشيد تا شخصي موفق، آگاه و جدي بنظر برسيد.
پيراهن سفيد و ساده احترام و رسميت را براي شما به ارمغان خواهد آورد.
پيراهن بژ و يا غير سفيد چهره محافظه كارانه ملايمتري را از شما ارائه خواهد نمود.

 

ارتباط و وابستگي 

 

اگر دقت كرده باشيد لباس افراد پليس و نظامي معمولا برنگ آبي يا سبز تيـره انتخاب مي شود چون اين رنگها نشانه قدرت و ابهت ميباشند. در بيمارستانها معمـولا از ملافه و البسه سبز كمـرنـگ استفاده مي شود چراكه اين رنگ اثري تسكين دهنده و آرامش بخش دارد.

 

استفاده در طراحي 

 

معمولا دكـمه هـاي حـسـاس و اعـلان خـطر و يـا اهرم هاي توقف اضطراري برنگ قرمز مي باشند برعكس رنگ سبز نشانه عبور و امنيت است. در طراحي بسياري از وسايل بـكـاربـردن رنگهاي مختلف در قسمتهاي گوناگون براي گـويـاتر سـاخـتـن وضـايف، امـري اجتناب ناپذير است.
در وب سايتها و نوشتارهاي تبليغاتي هنگاميكه بخشي از كلمات با رنگ زرد نمايان گردند بيشتر نظر ما را بخود جلب كرده و باعث ميشود توجه بيشتري به آن قسمتها بنماييم.

 

مزاياي تبليغاتي 

 

رستورانها و اغذيه فروشيها اغلب براي جلب توجه بيشتر از رنگهاي قرمز و زرد استفاده مي كنند. اين گونه رنگها بوضوح ديــده مي شوند و بـيشتر بـه ياد مردم مي مانند. اكثر شركتهاي بزرگ آرم محصولات خود را با رنگهاي مذكور طراحي و ارائه مي كنند.

 

زندگيتان را رنگي كنيد 

 

اگر تا حال زندگي شما خالي از رنگهاي گوناگون و شاد بوده و تــوجهي به استفاده از رنگها نمي كرديد، بهتر است شروع كنيد. شـركتـهاي تـبلـيغاتي و تـاجران بـاهوش از روانشناسي رنگها براي تاثير گذاري روي شما بهره مي برند، شما نيز بايد براي تاثير گذاري در زندگيتان از رنگها استفاده كنيد.
درك اينكه هر رنگي چه معني دارد، نقطه آغاز خوبي است. با بكارگيري رنگها زندگي خود را شيرين تر و رنگي تر نماييد.

والله لا یضیع اجرالمحسنین*

 

 

 

+ نوشته شده توسط محمدرضا زيبا در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 و ساعت |

« به نام خدا »

استرس در دانش آموزان

 امروزه رفتارهاي دانش آموزان در محيط هاي خانوادگي و مدرسه باتوجه به يافته هاي روانشناسي از اهميت بالايي برخوردار است  و اين مهم جز باسعي وتلاش والدين ومعلمان و توجه به خصوصيات سنين رشد قابل درك وشناخت نبوده بطوريكه كوچكترين غفلت موجب لطمات روحي ورواني شديدي به آنان وارد خواهد ساخت كه علاج واقعه قبل از وقوع ساده تر و زودتر است .

استرس در دانش آموزان :  استرس خيلي زود و از دوران کودکستان شروع مي شود . استرس بازي را به رقابت در ورزش و کوشش براي برتري و دوستي را به روابط اجتماعي تبديل مي کند .
به گفته يکي از کارشناسان دانش آموزان در وضعيتي قرار مي گيرند که بايد مرتباً پيشرفت کنند و آنها احساس مي کنند که از هيچ حمايتي برخوردار نيستند . کودکان در محيطي قرار گرفته اند که آنها را بخاطر خودشان نمي خواهند بلکه آنها را براي موفقيت هايشان دوست دارند همه اين عوامل استرس را مي سازند .

استرس و ديسترس : يک روانپزشک اطفال مي گويد : شما بدون استرس زنده نيستيد . او مي گويد درگير و تحت فشار بودن باعث مي شود که شما چيزهاي جديد را ياد بگيريد و مغز شما عملکرد خود را حفظ کند .
در تمام تئوريهاي اصلي يادگيري استرس وجود دارد اما اگر استرس با تکامل تداخل داشته باشد اين يک مشکل است . گاهي با استرس خيلي زياد اطفال کارآئي خود را از دست مي دهند .

اين يک مسير باريک و ظريفي است که والدين بايد تعادل را در آن حفظ کند از طرفي هر کودک نياز به محدوديتها و راهنمائي هاي متناسب با سن خود را دارد . و از طرف ديگر اغلب والدين مانع طي شدن روند طبيعي يادگيري مي شوند . يک متخصص تکامل کودکان مي گويد : براي اينکه کودکان وظايف خود را انجام دهند نياز نيست آنها را تحت فشار قرار دهيم ولي همچنين مي گويد : بازسازي انگيزه دروني کودکان مهمترين نکته مي باشد . به جاي دادن پاداش نقدي براي نمرات عالي به آنها بگوئيم که به آنها افتخار مي کنيم . انجام وظايف براي جايزه مهمترين چيزي نيست که بايد ياد بگيرند
اين عمل آنها را طوري بار مي آورد که در آينده فقط براي پول کار کنند و هميشه از شغل خود ناراضي باشند . اين مسئله عادلانه نيست که پدر و مارد بيش از آنچيزي که خود انجام مي داده اند از کودکان خود بخواهند همچنين والدين اغلب فقط به موقعيت فرزندان خود مي انديشند و تحمل هيچ چيز بجز عالي بودن را ندارند .
ما بعنوان اولياء مدرسه و والدين بايد به خود يادآوري کنيم که معمولاً همه افراد هميشه در سطح عالي نيستند و ما نيز اينطور نبوده ايم . اگر کودکي بعلت استرس دچار عدم تحمل شود خانواده بايد مشکل کودک را با يک روانپزشک يا روانشناس در ميان بگذارند .

پيشگيري از استرس مدرسه :

نکات لازم براي پيشگيري از تبديل استرس مفيد به ديسترس ) پريشاني(
 -
زماني را با کودکان خود سپري کنيد . سعي کنيد محيط خانه براي بچه ها باثبات باشد .
 -
در مورد قوانين خانه با هم مذاکره کنيد . ( شامل مجازاتهاي قانون شکني ) و اين قوانين را اجرا کنيد .
 -
فقط با بچه ها صحبت نکنيد بلکه با آنها ارتباط برقرار کنيد . بچه ها چه وقت بدرفتاري مي کنند به جاي اينکه آنها را تنبيه کنيد سعي کنيد رفتار آنها را درک کنيد .
به حرفهاي فرزند نوجوان خود توجه کنيد . نيازهاي آنها را بفهميد و قبول کنيد و بدانيد که مدرسه يک روند طولاني مدت مي باشد .يک موفقيت يا شکست مقطعي سرنوشت کودک را تعيين نمي کند . ما اولياء مي توانيم و بايد ياد بگيريم که بپذيريم آينده غيرقابل پيش بيني است .
کاري که مي توانيم بکنيم اين است که عشق و حمايت و حضور دائمي خود رانشان بدهيم . مهمترين پيام اين است که ما با آنها هستيم و ما آنها را دوست داريم و از آنها حمايت مي کنيم يک قسمت از اين حمايت تنظيم کردن يک برنامه روزانه است .
برنامه روزانه به کم کردن استرس کمک مي کند . تثبيت زمان معين براي خوابيدن ، بيدار شدن ، حمام کردن در هر سني مهم است . اين کار همچنين باعث مي شود که بچه ها ياد بگيرند تا در آينده براي خود برنامه ريزي کنند . در شروع مدرسه يک برنامه هفتگي را تعيين کنيد و درباره آن با هم صحبت کنيد .
ارتباطات باعث مي شود که بچه ها از اشتباهات خود درس بگيرند . بچه ها بايد بدانند که ما هميشه به آنها کمک مي کنيم تا مشکلاتشان را حل کنند و اين مسئله منجر به پيشگيري از بدرفتاري آنها مي شود وقتي بچه ها از شما هميشه انتظار تنبيه دارند کاري را که مي خواهند انجام بدهند به شما نمي گويند بايد بين ايجاد محدوديت ، آمادگي براي برقراري ارتباط و تنبيه تعادل وجود داشته باشد .
           در سنين مختلف استرس متفاوت مي باشد ، در اينجا انواع استرس در کودکان دبستاني ،‌ راهنمائي و دبيرستاني توضيح داده مي شود. کودکان دبستاني نمي توانند بر اعمال خود کنترل داشته باشند . آنها در حال افزايش مهارتهاي اجتماعي مي باشند . آنها ياد مي گيرند که چطور دوست پيدا کنند ، رفتارهاي تهاجمي خود را کنترل کنند و اضطرار و هيجانات خود را کنترل کنند . اگر معلمين و اولياء‌ با اين مسائل بعنوان اصول تکاملي طبيعي برخورد نکند اين مسائل به منابع استرس زا تبديل مي شوند .
       بچه ها در سنين شروع دبستان آماده يادگيري هستند بهمين دليل سن شروع مدرسه در اين سن مي باشد . آنها بايد مشتاق و آماده يادگيري باشند بنابراين ايجاد اشتياق براي يادگيري کليد اصلي مي باشد لذت يادگيري بطور طبيعي در آنها وجود دارد . وقتي که آنها شروع به يادگيري خواندن و ساير مهارتها مي کنند کمک کردن به آنها براي افزايش اين اشتياق باعث پيشرفت بيشتر آنها مي شود .

علائم استرس دبستان :

*  ترس و کابوسهاي شبانه : شکاياتي مانند دل درد و سردرد نشان مي دهد که اطفال تحت استرس هستند و والدين اين دردها را بيش از يک بيماري جسمي مي دانند . اين مشکل چيزي نست که کودک آنرا از خود ساخته باشد .
کودکان بوسيله سردرد و دل درد مي خواهند از چيزي فرار کنند اما اين يک مشکل واقعي است و مي تواند راهي باشد براي اينکه آنها خود را با استرس ها تطابق بدهند .
* منفي بافي و دروغگوئي :
راه مقابله با اين مسئله اين است که والدين بدون اينکه دروغ کودک را تأکيد کنند آنرا بزرگ نکنند و به او بگويند اگر اينطور بود خيلي خوب بود . به اين طريق والدين نه دروغ را قبول کرده اند و از طرفي احساسات او را نيز سرکوب نکرده اند و به اين وسيله اولياء‌ و کودک مي توانند با هم صحبت کنند . شما مي دانيد که منشأ دروغ چيست کودک واقعاً دوست دارد که آرزوهايش عملي شود .
* محروميت و خجالتي بودن افراطي :
شما اخلاق بچه ي خود را مي شناسيد ، همه بچه ها با يک سرعت بالغ نمي شوند . بعضي از بچه ها در پذيرش بعضي از چيزها کند هستند . اگر فرزند شما زود عصباني شده و پرخاشگري مي کند و زودتر از بقيه آشفته مي شوند به آنها کمک کنيد تا راهي براي تخليه هيجانات خود پيدا کند . اگر کودک شما نياز دارد بعد از مدرسه تحرک داشته باشد به او پيشنهاد کنيد ورزش کند و اگر فرزند شما نياز به آرامش دارد به او توصيه کنيد به موسيقي گوش کند .
در زمان گفتگوهاي دونفره از آنها سئوالات کلي نپرسيد بلکه با آنها بيشتر صحبت کرده و سئوالات جزئي تر را بپرسيد

دوره راهنمايي :

اين کودکان در حال عبور از طفوليت به بزرگسالي هستند . در هر حال دوران سختي را سپري مي کنند . با وجود تغييرات زياد کودکان دوره راهنمايي ممکن است احساس ناتواني در برابر وضعيت هاي مختلف داشته باشند . در حاليکه قبلاً براحتي با مشکلات روبرو مي شدند .
      ورود به دوره راهنمائي باعث تغيير محيطي ناگهاني مي شود که مي تواند کاملاً ناراحت کننده باشد . کودکان ما زماني که به خانه برمي گردند کاملاً تحت استرس هستند و لازم است با آنها صحبت کنيم اين زماني است که ما بايد به حرفهاي آنها گوش کنيم و بگوئيم بله . اين مسئله واقعاً مشکل و برخورد با آن سخت است . آنان بايد بفهمند که شما مشکل آنان را حس مي کنيد و در خانه احساس امنيت و راحتي کنند .
     اين نکات ساده بنظر مي رسند ولي مهم اين است که مرزها را رعايت کنيم کليد اصلي صبر است . وادار کردن نوجوانها به صحبت خيلي سخت است و آنها به راحتي حرف نمي زنند . آنها مايل هستند فقط با دوستانشان صحبت کنند . پيدا کردن زماني براي صحبت با نوجوانان شايد نيازمند اين باشد که با آنان به فروشگاه برويد يا هنگام خواب کنار آنان دراز بکشيد . زمانهائي را پيدا کنيد که آنها حاضر به گفتگو باشند . فکر کنيد که چگونه بايد سر صحبت را باز کنيد .
اين يک توهم است که نوجوانان نمي توانند روابط خوبي با والدينشان داشته باشند . براي نوجوانان حياتي است که بتوانند با افراد بزرگسال صحبت کنند . چيزي که آنها دوست دارند در مورد آن با شما صحبت کنند شما را شگفت زده خواهد کرد . ممکن است موضوع صحبت مسائل خانوادگي ، مسائل جنسي يا صلح جهاني باشد . مسئله اي که بر ذهن آنها سنگيني مي کند بسيار سنگين تر از چيزي است که ما فکر مي کنيم و آنها مي خواهند در مورد آن بحث کنند   .
      نوجوانها فکر مي کنند نمي توانند روابط خوبي را با همسالان خود حفظ کنند همچنين آنها نمي خواهند شکست بخورند . با آنها به شکل مهربانانه و حمايتي رفتار کنيد . اين اطمينان را به آنها بدهيد که مي توانند مشکلات خود را در خانه حل کنند . راه حل سريع و راحتي وجود ندارد. و نياز به تأمل و تفکر دارد . انجام وظايف توسط والدين به نسبت زمان دبستان وقت بيشتري مي گيرد .
     آنها به ما نياز دارند با مرزهاي مشخص بين ما و آنها . آنها نياز دارند که زندگي والدينشان با ثبات باشد و همانطور که ماجراهاي مختلفي در زندگي آنان رخ مي دهد زندگي والدين هميشه باثبات در جاي خود قرار دارد .

 

دوره دبيرستان :

      يک مسئله مهم براي بسياري از دانش آموزان دبيرستاني اجبار والدين براي فرستادن آنها به دبيرستاني است که فکر مي کنند بهترين است . دانش آموزان دبيرستاني کاملاً آگاه هستند که براي ورود به دانشگاه بايد تلاش زيادي بکنند . همانند کودکان اين استرس مي تواند باعث نمرات پائين و رفتارهاي معکوس شود.
    پاسخ به استرس مي تواند خود را به شکل ايجاد اختلالات در خوردن و مشکلات اجتماعي نشان دهد . اين علائم را بشناسيد و براي مقابله با آن آماده باشيد . مراقب تغيير در وضعيت نمره ها ، ميزان توجه ، کند عمل کردن ،‌فقدان پاسخدهي در کلاس يا منزل باشيد .
تغييرات ممکن است به شکل انزوا يا يک فعاليت برعکس مثل موزيک عجيب و غريب خود را نشان دهد . مراقب استفاد زياده ازحد از اينترنت باشيد بخصوص زمانيکه وقت زيادي را در اتاق هاي گفتگوي اينترنت مي گذرانند .
بهرحال دوري از ارتباط طبيعي با ساير مردم مي تواند علامتي از يک مشکل باشد .

 

راه حل ؟

        اگر چه ممکن است بسيار ساده و پيش پا افتاده بنظر برسد ولي زمان کافي را با کودکان خود نميگذرانيم .
همچنانکه سن نوجوانان بالاتر مي رود والدين بجاي اينکه کارگردان باشند بيشتر نقش مربي را پيدا مي کنند .
اصل و مباني ارتباط با ساير افراد و حضور در مکانهاي مختلف بايد وجود داشته باشد . والدين بايد تا حدي از کنترل فرزند خود دست بکشند !‌ البته زير نظر داشتن فرزند در اين زمان از هميشه مهمتر است .
 وقتي فرزندان ما کوچکتر هستند ما اميداواريم که به آنها ياد داده باشيم که چگونه لباس هاي خود را بپوشند و وقتي             بزرگتر مي شوند اميدواريم که آنها را به حدي رشد داده باشيم که تصميم صحيح بگيرند .
نوجوانان در معرض خطر هستند و وظيفه ما اين است که ببينيم کجا هستند و با چه کساني معاشرت مي کنند . بايد مراقب زمان ورود و خروج آنها از منزل باشيد . رفتار با آنان بايد همانند رفتار يا بزرگسالان باشد يعني شما به آنها بگوئيد که کجا بوديد و آنها نيز همين را به شما بگويند .

موفق باشيد

+ نوشته شده توسط محمدرضا زيبا در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت |

7 راه علاقمند كردن شنوندگان

همه ي ما در بعضي مراحل زندگي مجبور به سخنراني کردن مي شويم. مصاحبه اي براي کار جديدتان است؟ سخنراني براي ناظر يا هيئت مديره ي شرکت محل کارتان است؟ بله، همه ي اين ها سخنراني هاي بسيار مهمي هستند و مي توانند آينده ي شما را رقم بزنند. پس نگذاريد که اين فرصت ها از دست بروند بدون اينکه شانس موفقيتتان را بالا ببريد.

در اينجا به نکاتي اشاره مي کنيم که هنگام سخنراني کردن براي شنوندگاني حرفه اي و متخصص بايد به خاطر داشته باشيد.

1-  شنوندگان را هم درگير کنيد
شنوندگان هم دوست دارند که وارد ماجرا شوند، نه اينکه فقط گوش کنند و حوصله شان سر برود. شما بايد به آنها براي نشستن و گوش دادن به حرفهايتان دليل بدهيد. 30 تا 90 دقيقه زمان داريد تا بتوانيد توجه آنها را جلب کنيد. مي توانيد همان تکنيک قديمي شروع کردن سخنراني با يک جوک را به کار گيريد. اما...شايد زياد هم ايده ي جالبي نباشد.

اشتباه نکنيد--مطمئناً دادن يک جنبه ي شوخي آميز به سخنرانيتان قابل قبول است. اما اگر اين جنبه را به صورت کلي وارد سخنراني کنيد با اينکه سخنراني را با يک جوک شروع کنيد بسيار متفاوت است. پس بهتر است که آن را با يک سوال آغاز کنيد. اين تکنيک بسيار جواب مي دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث مي کند. تکنيک ديگري که گه گاه توسط بعضي سخنرانان به کار گرفته مي شود بردن نام بعضي از اشخاص بين حضار است.

2-  سرزنده و با روح باشيد
بهترين سخنرانان کساني هستند که چه در حرکاتشان و چه در سخن گفتنشان با روح و سرزنده هستند. خوب نيست که خود را پشت سکو پنهان کنيد يا فقط در گوشه اي باستيد. دفعه ي بعد اين کار را امتحان کنيد: وقتي براي يک گروه 20 نفره يا بيشتر سخنراني مي کنيد، حين صحبت کردن بين شنوندگانتان راه برويد. هر از چند گاهي ايستاده و دستتان را روي شانه ي يکي از شنوندگان قرار دهيد. با اين کار باعث خواهيد شد که توجه آنها به شما بيشتر جلب شده و به حرفهايتان دقيق تر گوش کنند.

3-  صدايي تاثيرگذار داشته باشيد
روي چيزي که مي خواهيد تحويل دهيد، زمان بگذاريد. کسي توقع ندارد که مثل يک گوينده ي تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايي خوشايند و سرگرم کننده تحويل دهيد. هنگام سخنراني به اين چهار نکته توجه داشته باشيد: تن صدايتان را هر از گاهي تغيير دهيد، درجه ي صدا را بالا و پايين ببريد، سرعت صحبت کردنتان را تغيير دهيد، و گاه گاهي براي تاثير گذاري بيشتر سکوت کنيد.

4-  از کارهايي که باعث پرت کردن حواس شنوندگان مي شود دوري کنيد
هيچ چيز به اندازه ي اين کار نمي تواند يک سخنراني را خراب کند. چند وقت پيش مديري را ديدم که سخنراني اش را فقط به خاطر اينکه با پول خردهاي توي جيبش بازي مي کرد از دست داد. بعد از سخنراني کسي درمورد محتويات سخنراني او حرفي نمي زد، همه فقط مي گفتند که چقدر از صداي جرينگ جرينگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. کنار گذاشتن اين عادت ها کار سختي نيست. گه گاه هنگام تمرينات سخنرانيتان فيلمبرداري کنيد و بعد آنرا مرور کرده و پي به عادت هاي آزاردهنده تان ببريد تا بتوانيد آن ها را کنار بگذاريد.   

5-  لباس مناسب بپوشيد
روزي با يکي از مدير عاملان صحبت مي کردم که مي گفت اولين چيزي که در برخورد با يک فرد به آن توجه مي کند لباس هايش است. بايد بتوانيد طوري لباس بپوشيد که حداقل يک پله از حضار بالاتر باشيد. متوجه باشيد که کفش هاي ارزان، شلوار جين و بلوزهاي رنگي مناسب انجام يک سخنراني نيست. به لباس پوشيدنتان خيلي دقت کنيد.

6-  حرف هاي تازه بزنيد
از تکرار کردن داستان ها و خاطرات هميشگي پرهيز کنيد. حرف هاي تازه بزنيد. سعي کنيد در سخنرانيتان جايي هم براي وقايع روز باز کنيد. حتماً آن روز يا آن هفته اتفاق جديدي افتاده است که در موردش صحبت کنيد. حرف ها و مطالب تکراري شنوندگان را خسته و بي حوصله خواهد کرد. حرف هاي جديد برعکس آنها را راغب به گوش کردن و توجه بيشتر مي کند.

7-  تمرين داشته باشيد
چندين مرتبه تمرين کردن سخنرانيتان مي تواند باعث موفقيتتان شود چون معمولاً رقبايتان اين کار را نخواهند کرد. معمولاً افراد فقط چند دقيقه قبل از سخنرانيشان نگاهي به نوشته هايشان مي اندازند، اما سخنرانان موفق هميشه براي تمرين آن هم وقت مي گذارند. يک سخنران واقعي از قبل برنامه ريزي مي کند که چطور سخنراني خود را شروع کند و چطور به پايان برساند. مي دانند که چه موقع بين حضار راه بروند و دست روي شانه ي چه کسي بگذارند. مي دانند که چه زماني سکوت کرده و چه زماني تن صدايشان را تغيير دهند. مي دانند که به کجا نگاه کنند. با تمرين کردن مطمئناً سخنراني بهتري ارائه خواهخيد داد.

موفق باشيد
ــــــــــــــــــــ
با اجراي اين نکات مطمئناً موفق خواهيد شد که توجه حضار و شنوندگان را کاملاً به خود معطوف کرده و سخنراني عالي تحويل آنها دهيد

+ نوشته شده توسط محمدرضا زيبا در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت |